![]() |
سایه روشن |
![]() |
| در روشنای نیمروز بصیرت ، انسانی ست که در سایه روشن خویشتن بهیمی و خویشتن خدایی خویش ایستاده است |
|
چتری خواهم شد برای تو ...
|
|
اگر باران بباردچتري خواهم شد براي تو.. چه انديشه غريبی است اين انديشه ها
|
|
2 رویاهای سایه روشن در
0:56 قبل از ظهر
|
|
خیلی دور ... خیلی نزدیک ...
|
|
اعتراف میکنم که تحت تاثیر قرار گرفتم فیلمی با فضاسازیهای هنرمندانه و فیلمبرداری زیبا ، دیالوگهای بعضا شاعرانه و بازی خوب مسعود رایگان نود دقیقه تماشا کردم و ساعتها فکر ...
|
|
2 رویاهای سایه روشن در
0:31 قبل از ظهر
|
|
* صفحه اصلی * @ مکاتبه با سایه روشن @ آرشیو |
| ... و این منم ... |
به نام اهورا مزدا
آفریدگار دانش و خرد اینجا کلمات حدو مرز ندارند تفکرات اندازه و سقف ندارند آزادند و رها از هرجایی بخواهم مینویسم بدون مرز هرچند بی ربط ! هرچند بی معنی ! برایم بن بست وجود ندارد من خدارا دارم او هست ، من هستم او می خواهد ، من میخواهم خدایم را دوست دارم او چون نور در قلبم جاریست این را خودش به گوشم رسانده برای پرستش او به قلبم بازمیگردم که خانه ی اوست نه هیچ مکعب و مثلث و استوانه ی دیگر ... تعجب نکن دوست من تعجب نکن اگر بی مرز مینویسم اگر بی درنگ حرکت میکنم تعجب نکن ... من ... دیوانه ام ! |