![]() |
سایه روشن |
![]() |
| در روشنای نیمروز بصیرت ، انسانی ست که در سایه روشن خویشتن بهیمی و خویشتن خدایی خویش ایستاده است |
|
اشکها و لبخندها ...
|
|
خدا خیرت بده ننه جون , ثواب این کارم مال تو شد ... درخت های میوه ای که سر خم می کند و چشمه های شیر و عسل - همین بود ؟ لذت شادی در شراکتش با دوستان است آدمی در این دنیا مثال کسیست که دل خوش به نان خشک و آب تلخ کرده و آن بره بریان عسل اندود و شراب انگورهای بهشت را یارای تصور حتی ... ندارد . بعضی ها میگویند : دیدار به قیامت فلانی ... حس می کنم آنجا بشود حداقل پرواز کرد در آسمان و با پرندگان دمخور بود ... - باران بخواهی باران می بارد , برف بخواهی برف , آفتاب را بخواهی بر توی میتابد و زمین و زمان بر تو سجده می کنند زندگی ات از نو آغاز می شود و در آنجا خود سرنوشت خود را هر آنگونه که می خواهی رقم خواهی زد * ( ادامه دارد ... )
|
|
2 رویاهای سایه روشن در
10:5 بعد از ظهر
|
|
تحریم ...
|
|
|
|
2 رویاهای سایه روشن در
11:35 بعد از ظهر
|
|
عشقنامه ...
|
|
... چیزها دیدم در روی زمین:
|
|
2 رویاهای سایه روشن در
11:43 بعد از ظهر
|
|
* صفحه اصلی * @ مکاتبه با سایه روشن @ آرشیو |
| ... و این منم ... |
به نام اهورا مزدا
آفریدگار دانش و خرد اینجا کلمات حدو مرز ندارند تفکرات اندازه و سقف ندارند آزادند و رها از هرجایی بخواهم مینویسم بدون مرز هرچند بی ربط ! هرچند بی معنی ! برایم بن بست وجود ندارد من خدارا دارم او هست ، من هستم او می خواهد ، من میخواهم خدایم را دوست دارم او چون نور در قلبم جاریست این را خودش به گوشم رسانده برای پرستش او به قلبم بازمیگردم که خانه ی اوست نه هیچ مکعب و مثلث و استوانه ی دیگر ... تعجب نکن دوست من تعجب نکن اگر بی مرز مینویسم اگر بی درنگ حرکت میکنم تعجب نکن ... من ... دیوانه ام ! |